چون ندیدند حقیقت

by عباس پهلوان

عریضه 

 

چون ندیدند حقیقت....!

 

آدم بابت اروپایی ها گاهی به شک می افتد که قاره متمدنی است! مردم با فرهنگی دارد. از قدیم و ندیم با هنر، شعر، ادبیات، نقاشی، تئاتر، موسیقی اپراو..... آشنا بودند. اکثراً اروپایی ها را فهمیده اند، دوست داشته اند که مروج همه نوطلبی ها و فعالیت های فرهنگی باشند به غیر از این که همیشه از خیلی مردم دنیا جلوتر بوده و پیشرفته تر بوده اند.

واقعیتی است که از مردم دیگر دنیا (آسیا و آفریقا و امریکای لاتین که حتماً تعصب و دعوا و مرافعه مذهبی زیاد دارند) همدیگر را بیشتر تحمل می کنند. اهل تأمل و مدارا و تحمل و پذیرش حرف های یکدیگرند شاعر عزیزمان حافظ هم گفته بود: جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.

همین چندی پیش گویا در فرانسه و یا آلمان اهالی مذاهب (یهودی و مسیحی) توی کوک همدیگر رفته اند و به عنوان نمایش و تظاهر مذهبی و ایراد به این که چرا یهودیان کلاه مخصوص به سرشان می گذارند و با همدیگر درگیر شده اند، مسیحی ها مخالفت کرده اند این استفاده از این کلاه یک نوع تظاهر مذهبی ست و نمایش دینی که می خواهند خود را «برتر» نشان بدهند!؟

اگر واقعیت اصلی، قلب و دل آدمی ست که اعتقاد ات درونی و معنوی انسان هاست ولی اصلاً و ابداً به این مظاهر: از ریش گرفته تا شبکلاه و صلیب و غیره ربطی ندارد.

اروپایی ها با آن که بیشترین ترقی را در زمینه های دانش بشری داشته اند- نمی گوئیم دین خود را کنار بگذارند. مسیحی، یهودی و مسلمان،  بهائی و غیره نباشند- ولی می توانند با «صلیب» به مقنعه و حجاب اسلامی و سایر علائم مذهبی «نمایش مذهبی» تبلیغ دینی نکنند و این ایه زمینی را برای خود دین و مذهب خود بتراشند.

لااقل از اروپایی ها این توقع هست که به واسطه «شبکلاه مذهبی» صلیب یا روسری و سایر النگ دولنگ مذهبی برای هم کدورت فراهم نکنند.

یک تکه پارچه، یک خرده فلز و یا چیزهای دیگری مانند آن ها، آنقدر ارزش ندارد که موجب عصبانیت و درگیری شود و جدائی و نفاق براه بیندازند و از آن بدتر چندی خوانده ایم و دیده ایم که به گور مردگان ادیان دست درازی کرده اند و آنها را خراب کرده اند که این هم کار بسیار غلط و بی ربط است. مرده، دیگر برایش چه تفاوت می کند سنگ قبری به نام او باشد: سنگ قبر مسیحی و یا یهودی؟!

به قول حافظ عزیزمان حقیقت چیز دیگری است این گونه علائم و علائق افراطی و تظاهر به آن آنقدر ارزش ندارد که خاطر انسان از یک بنده خدای دیگری مکدر و ملول شود. براستی چه تأثیری دارد که مثلاً میلیونها مسیحی دنیا صلیب شکسته به گردنشان باشد؟!

ولی متأسفانه عده ای سعی دارند که آنرا نشانه یهودی ستیزی قرار دهند.

نگاه کنید حکومت اسلامی با اجبار نماز جماعت مگر چقدر توانسته اند برای دین اسلام تبلیغ کنند و مردم نماز جماعت راغب شوند در حالی که نماز جماعت بغیر از علائق مذهبی و عبادی، یک حرکت اجتماعی ست برای همبستگی و مودت و دوستی- در حالی که می بینیم که در ایران به ضد آن مبدل شده است.

شاید این بنده بسبب سن و سال خود، بیشتر به اینگونه جنگ و جدل ها بر سر این علائم و نشانه های مذهبی، حساسیت نشان می دهم وگرنه نبایستی کسی را با کسی کار این گونه مردم آزاری ها باشد، ما مردم مُسنتطق همدیگر نیستیم و یا با هم خصومت نداریم؟!

به یاد دوست هنرمندم غلامحسین بهمنیار هنرمند کمدی بخیر که تکیه کلامی از سر هم بندی با مصرعی از سعدی جور کرده بود که می گفت: بنی آدم اعضای یک پیکرند ولی گاهی اوقات بهم می پرند.....!

مثل این که این گونه اهانت ها متأسفانه با نمایش مذهبی و اصرار و تظاهر حکومت اسلامی ایران رواج بیشتری در دنیا و بین مردم یافته که در مسائل خصوصی زندگی هم بیشتر «دخالت» کنند.

به قول شاعر:

بهر من بدتر از این روزی نیست/ زندگی آش دهن سوزی نیست/.ن

 

Comments

Leave a Comment

Archived_issue
مشترک شوید  $1.70 تک شماره 
ferdosi emrooz