به خیابان بیائیم

by پرویز مینوئی

نسل جوان ایران، که وی ماه امسال جان بر کف در خیابانهای شهر های کوچک و بزرگ ایران، علیه رژیم تظاهرات کرد، نسلی است آگاه، شجاع و رو راست و با انصاف که شعار می داد. «ما انقلاب کردیم- چه اشتباه کردیم»  اگر ادب و حجب و حیا نداشت، بازخواست می کرد «توکه انقلاب کردی- چرا توی خانه ماندی؟» و اگر این شعار را می داد، واقعیت را گفته بود زیرا نسلی که انقلاب کرد با کمال بی مسئولیتی در خانه نشسته بود و جوانان شجاع گناه آنان را به دوش خود گرفتند و فریاد می زدند «ما انقلاب کردیم.....».

 این جوان ها، همانطور که مشاهده کردید، زیر 40 سال بودند، یعنی اغلب آنها زیر 40 سال هستند و زمانی که من و شما اشتباه کردیم و انقلاب کردیم، اینها هنوز به دنیا نیامده بودند و حالا چرا «نسل مقصر» یعنی پدر و مادرها به صحنه خیابان ها نمی آیند و از جوانها حمایت نمی کنند؟ چند دلیل دارد و آنچه به نظر من می رسد، از این دست است:

1-  گویا آغاز تظاهرات از سوی یاران ابراهیم رئیسی نائب التولیه آستان قدس رضوی و علم الهدا امام جمعه مشهد و علیه رئیس جمهور بوده است و اولین درگیری ها بین طرفداران این جناح و طرفداران حسن روحانی رئیس جمهور  در مشهد بود که به قم و اصفهان هم کشیده شد و بعد گسترش پیدا کرد و در مسیر ضد رژیم حاکم قرار گرفت و گسترش پیدا کرد و سراسری شد و آشکار است که نیامدن به تظاهرات مردمی به این بهانه ..و.وبستن چشم بر حقیقت تظاهرات است. هنگامیکه مردم شعار می دهند «توپ و تفنگ و فشفشه- آخوند باید گم بشه»!

این دیگر طرفداری از این آخوند یا آن آخوند نبود بلکه نفی همه آخوندهاست از: نائب التولیه رئیسی و روحانی و خامنه ای و همه آخوندهای دست اندرکار هم بهانه آغاز تظاهرات هر چه بوده، مهم نیست بلکه مهم خود تظاهرات مردمی بود که مردم خواهان برکناری رژیم شده اند.

2- بخشی از نسل «انقلاب کننده و اشتباه کننده سال 57 و ..... هنوز دنبال شعار کهنه «رای من کو؟» و تظاهرات سبز طرفداران میر حسین موسوی هستند و جرأت ان را ندارند که بگویند: «آخوند بره گم بشه» زیر! موسوی خواستار بخشی از آخوندهاست و میل دارد که «اصل ولایت فقیه» حفظ شود و لذا..... این بارهم اشتباه کردند که به خیابانها نیامدند و از جوانها حمایت لازم را نکردند.

3- احتیاط غیر لازم و ارزش اضافی برای جان خود به طوری که نسل اشتباه گر..... حالا «اشتباه» بزرگتری را مرتکب می شوند که دیگر شاید نتوان نام عمل آنان را «اشتباه» گذاشت. زیرا «بار منفی» آن بسیار بیشتر از بار منفی واژه «اشتباه» است!؟

این هموطنان که 39 سال پیش وفور نعمت در ایران امکانات رفاهی مستشان کرده بود و خوشی زیر دلشان زده بود ودست به سقوط نظامی زدند که آرمانهای معقولانه و میهن پرستانه با رفاه و سعادت و پیشرفت برای ایران و مردم ایران داشت و حکومت را تنگنای فشار سیاسی و سقوط قرار دادند و اما حالا ساکت نشسته اند که چی؟ لااقل این که در شکل گیری اعتصاب ها کوشا باشد. یا در جمع کردن پول و تشکیل صندوقی برای صدمه دیدگان در این تظاهرات تلاش نمایند.

برخی از شعارها عبارت بود از «رضاشاه، روحت شاد»! و «ای شاه ایران- برگرد به ایران» و «کشور که شاه نداره،  حساب کتاب نداره»! این شعار نشان می داد شاخص ترین فرد از نظر مردم برای به دست گرفتن پرچم برای رهایی ایران و مبارزه، شاهزاده رضا پهلوی ست. البته شعار «استقلال- آزادی- جمهوری ایرانی» هم، سر داده می شد که آن هم خود مسآله جداگانه ای است ولی به وضوح تشخیص داده میشد بیشترین جمعیت از شاهزاده رضا پهلوی حمایت می کنند.

رضا پهلوی نشان داده که دارای شخصیت جالب توجهی است که از درایت و کیاست خاصی برخوردار است و از طرفی با پشتوانه خدمات پر ارزش و ایرانساز پدر و پدربزرگ خود می تواند موجب قوت قلب و اطمینان خاطر مردم ایران باشد. او نشان داده که همواره ثابت و پیشرو بوده است و اکنون به صورت تنها فرد مناسب برای به دست گرفتن پرچم مبارزه در راه برکناری رژیم کنونی ایران است.

روزی ایشان چند سال پیش در همین شهر هوستون واقع در تکزاس آمریکا می گفتند هنگامی که انقلاب شد من یک جوان 19 ساله بودم و اگر پسر شاه نبودم و بیکار بودم، شاید رفته بودم و پاسدار شده بودم... و اگر حالا می خواستم از روی چهارپایه ای روی آن ایستاده ام... قدمی به عقب و به سوی مردم بردارم، ایا مردم اجازه میدادند من پایم را روی چهارپایه عقبی بگذارم و یا مرا به زیر می کشیدند؟ شاهزاده اضافه کردند که من طرفدار آشتی ملی و تظاهرات مسالمت آمیز و عفو عمومی شامل نیروهای نظامی و انتظامی و روحانیون هستم.

جوانانی که در شهرهای ایران تظاهرات می کنند بهتراز من.... و شاید شما، مفهوم حرف های شاهزاده را درک می کشید و به آن عمل خواهید کرد.

حالا ای نسل انقلاب کننده و اشتباه کننده! برخیزید و به خیابان بیائید! شما که مرتب مورد تحقیر و توهین و ظلم و بدبختی و شرمساری نزد کودکان خود هستی در واقع از غصه و ندامت و حسرت روزی چند باری می میرید و یا به آرزوی مرگ می کنید، بیائید به خیابان ها، احتمال مرگ بسیار بسیار ضعیف است واگر کشته شدید، در راه رهائی ملت ایران جان داده اید و این افتخاری است که نصیب هر کسی نخواهد شد.

 

 

Comments

Leave a Comment

Archived_issue
مشترک شوید  $1.70 تک شماره 
ferdosi emrooz