دستپخت سیاه مذهی «طلاب»!؟،از شماره ۱۴۳

by پندار

اگر 22 بهمن برای تمام مباشران و گماشتگان و تتمه دست اندرکاران و معماران انقلاب سالگرد پیروزی است اما با حادثه موهنی که در سالگرد این روز در قم برای رییس قوه مقننه علی لاریجانی رییس مجلس رویداد، روز تحقیر و توهین از سوی مشتی طلاب و اراذل و اوباش قمی است که در حرم حضرت معصومه با هر چه دم دستشان بود با مُهر ولنگه کفش و جزوات فقهی و سنگ نثار سر و روی علی لاریجانی کردند و با فضاحت و فحش و بد و بیراه رییس قوه مقننه را با ذلت– در حفاظت مأموران از صحنه فراری دادند. بدون این که سربازان بی پدر و مادر اطلاعاتی امام زمان که مثل خر خاکی همه جا حضور دارند و افراد نیروی انتظامی – که آماده برای هرگونه سرکوبی هستند - از گل نازک تر به عده ای عمله و اکره بدهند که پیدا بود از سوی مقامات دم و دستگاه دفتر جمهوری اسلامی دستور گرفته اند که در مقابله با رییس قوه مقننه رژیم جمهوری اسلامی و در روز «جشن پیروزی» و راهپیمایی 22 بهمن را (به قول نماینده دیگر قم) در کام نامبرده تلخ نمایند!

علت وجودی طلبه ها (طلاب) در حوزه های علمیه و یا در حجره های مساجد و سایر مراکز- علاوه بر پروار بندی برای جانشینی آخوندها و روضه خوان ها - که شهریه بگیر هم هستند و اغلب دم دست و بال«آقا» و تر و خشک کردن نامبرده!

گروهی هم که قلچماق و بزن بهادرترند از جمله مستحفظان «آقا»، امام جمعه یا امام مسجد (پیشنماز) قرار می گیرند و مواجب خاصی دارند و جمعی نیز علاوه بر رفع حوائج «اولیای حوزه علمیه» و مدرسان، در واقع «عساکرحوزه» به شمار می روند که منتظرند که «آقا» دستور بگیر و ببندی و بچاپ بچاپی را بدهند که آنها تر و چسبان انجام وظیفه کرده و علاوه بر «چپو» کردن دخل آن که آقا فرموده است، بیاورند. 

به محض این که یکی از آنها با یکی از افراد عادی درگیر می شود و طلب کمک می کند، فی الفور طلاب عضو گروه اراذل و اوباش بیرون می ریزند و آن شخص را خرد و خمیر کرده و به شدت کتک می زنند و بعد از طلبه ای که از اول درگیر شده بود، می پرسند: آن ملعون چه کرده بود؟!

وعاظ معروف نیز از میان دنده پهن ها به اصطلاح «طلبه نگهبان» به خدمت می گرفتند که اغلب «خانزاد» هم می شدند و به مرور با خواهر و دختر و یکی از نزدیکان آنها (یا مراجع و آیت عظام) ازدواج می کردند و خود یک تیره و تبار خاصی از «روحانیت مبارز» به وجود می آوردند!؟

یادش به خیر آیت الله کاشانی نیز عده ای از این طلاب در اختیار داشت که همه جا دور او حلقه می زدند (به خصوص در بحبوحه ملی شدن نفت) که اغلب آیت الله کاشانی اعلامیه ای برای تعطیلی بازار و کسبه و اصناف را می داد.

از سرشناس ترین محافظان آقا جوانی قوی هیکل ریشویی بود به نام «احمد عشقی» و سپس شعبان جعفری هم به آنها اضافه شد.

روزی که آیت الله کاشانی برای سخنرانی به مسجد شاه رفته بود، مخالفان (عموماً توده ای ها که با مصدق و جریان ملی شدن نفت مخالف بودند) سعی می کردند که به قول خلیل ملکی «حادثه آفرینی» کنند و به همین جهت مرتب در خیابان های مرکزی شهر از مجلس تا دانشگاه تهران عرصه درگیری طرفداران مصدق و توده ای ها بود که بعدها چون از سوی عناصری که به طرفداری از انگلیس (نوکری دولت فخیمه معروف بودند) حمایت می شدند، به آن ها توده/نفتی می گفتند.

آن روز نیز قصد این بود که سخنرانی کاشانی را به هم بزنند و به محض این که او لب بازکرد عده ای صلوات فرستادند و بعد مرتب از مردم طلب صلوات می کردند، به طوری که کاشانی موفق نمی شد صحبت کند . تا بالاخره «عشقی» محافظ آیت الله کاشانی به شدت عصبانی شد و رفت کنار منبر ایستاد و گفت: این منبر به فلان خواهر و مادرکسی که صلوات بفرستد!

یکی از همان به اصطلاح «عناصر اخلال گر» خوشمزگی به موقعی کرد و بلافاصله بعد از حواله دادن «منبر» گفت: با آقا یا بی آقا؟!

عشقی که هنوز عصبانی بود بدون این که بفهمد بلند گفت: «با آقا»!

آیت الله کاشانی که خیلی زیرک بود دولا شد و به عشقی گفت: بیسوات می خواستی از خودت مایه بگذاری؟!

 یکبار هم شعبان جعفری که آقا را از منزلش مشایعت می کرد که از خیابان خاکی پامنار به خیابان چراغ برق برسد، کسبه جلوی پای آقا آب می ریختند که گرد و خاک بلند نشود و یکی از کسبه موقعی سطل آب را خالی کرد که همزمان آیت الله کاشانی می گذشت و شعبان جعفری به آن کاسب سطل به دست توپید: مرتیکه تو که ریدی به آقا...! که این بار هم آیت الله کاشانی شنید و دستور داد که شعبان جعفری دیگر به خانه او نیاید... تا با شفاعت عده ای «آقا» او را پذیرفت و دو تا کلفت بارش کرد و بخشید!

همینطور اندر حکایت «طلبه» ها گفته اند که آیت الله حائری مؤسس حوزه فیضیه در قم، طلبه ای بسیار زیبا و جذاب داشت و اغلب مراجع و آیت الله ها ، نگاهشان دنبال او بود ولی آیت الله حائری که روحانی پاک و پاکیزه ای بود، مرتب مواظب این نوجوان بود و مانع می شد که او را «ملاخور» و مال خود کنند!؟

وقتی که عده ای از آیت الله ها (می گویند از جمله آیت الله خمینی) اصرار داشتند که این طلبه خوش سیما شاگرد و در خدمت آن ها باشد. بالاخره آیت الله حائری شرطی برای همه گذاشت: اگر در زمستان هرکس یخ حوض محوطه حوزه را بشکند و توی آب برود و شنا بکند و بیرون بیاید این «طلبه» را به او می بخشد!! اکثر آیت الله ها و حجت الاسلام های پرطمع جا زدند ولی یک روز «روح الله خمینی» دست به کار شد و در سرمای استخوان سوز بهمن ماه یخ حوص حوزه را شکست و در آب غوطه ای زد و بیرون آمد و رفت جایزه اش را گرفت و به حجره خویش برد!

علاوه بر این «طلاب» و اغلب آخوندها اهل تلافی هستند و کینه ای و به قول معروف تا زهرشان را نریزند از پای نمی نشینند و به انگولک و آزار و اذیت طرف مربوطه ادامه می دهند و از جمله آخوند کت و شلوار پوشی مثل محمود احمدی نژاد نیز از این قاعده مستثنی نیست. هنگامی که علی لاریجانی با تحقیر و توهین رئیس جمهورو رییس قوه مجریه را به نحو خفت انگیزی از مجلس بیرون انداخت تحقیرانه و گفت: برو به سلامت! پیدا بود که او عمل برخورنده و لحن گزنده علی لاریجانی را از یاد نخواهد برد و به نحو و نوعی درصدد تلافی کردن برخواهد آمد که در عمل چیزی نظیر حرکت او در مجلس باشد نه این که به قلم به مزدهای خود دستور بدهد که او را بنوازند و یا سایر پرونده های دیگری را – که در مدت «سرپرستی و وزارت اطلاعات» از آنجا به آرشیو خصوصی خود و مشایی منتقل کرده – علنی کند و یا پرونده برادر رشوه خوار او، فاضل را به جریان بیندازد و صلاح دید که کاری نمایشی انجام دهد که سر و صدا راه بیندازد. بخصوص که احمدی نژاد از موهبت اطرافیان و غره نوکران زیادی برخوردار است که بیش از کور و کچل هایی که در دهات از او «صدقه» می گیرند ولی آنها سال هاست در طویله ریاست جمهوری هم از توبره خورده اند و هم از آخور و احمدی نژاد با پرداخت مواجب های کلان این سگ های هار را چنان پروار و آماده کرده که می توانند به راحتی حوادثی نظیر 22 بهمن را (آن هم برای رییس یکی از ارکان رژیم جمهوری اسلامی) به وجود بیاورند با توجه به این که دبیر سخنگوی نمایندگان استان قم گفته است نیروی انتظامی و اداره اطلاعات قم پیشاپیش از توهین و سنگپرانی و پرتاب لنگه کفش و مُهرهای نماز به سوی رئیس مجلس، اطلاع داشتند. بدین ترتیب پیداست که قبلاً به آنها سفارش شده بود که معترضان به علی لاریجانی را حفاظت و حراست کنند که مبادا به آنها چشم زخمی برسد و آنان بتوانند جواب «تحقیر» او به رئیس جمهور را، به نحو شایسته ای انجام دهند و از مهلکه بگریزند!

در واقع این از اولین خیزاب های انتخابات خرداد آینده است و علی لاریجانی که یکی از کاندیداها را غرقه کرده است که قبلاً یک برادرش به زمین خواری و برادر دیگرش به درخواست رشوه از نورچشمی احمدی نژاد متهم شده است و برادر دیگرش که رییس قوه قضاییه و منصوب آیت الله خامنه ای است و جای آخوند صادق لاریجانی می تواند هر آخوند ساده لوح تر از او را هم قرار داد؟!

این یکی دیگر از نشانه های تزلزل در ارکان رژیمی است که گرسنگی و فقر سرکوب را به ملت ایران تحمیل کرده و بی محابا علیه زنان، دانشجویان و روزنامه نگاران و عموم مردم دست به خشونت وحشیانه ای می زند که نشان دهد که همچنان بر اریکه قدرت تکیه زده است اما به قول معروف: آه اگر از پی امروز بود فردایی! «پندار»

Comments

Leave a Comment

Archived_issue
مشترک شوید  $1.70 تک شماره 
Everything Iran